میرم خونه و دو باره بر میگردم داروخونه.
شروع میکنم به آمار گرفتن که کسری جنسا رو تکمیل کنم
سر گرم کارمم( ولی همش به یاد تو).
نمیدونم چرا این ساعت لعنتی نمیگذره.
یه بعد از ظهر سگی.
ساعت هشت ونیم میزنم بیرون به این کافی نت که امیدی نیست.
میام خونه و واست مینویسم.
مینویسم که یه کم سبک شم.