آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

درود بر انسانهای خوب، آنان که دراندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند، تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند... و بی شک تو از آن دسته ای. و برای همیشه در یاد و قلبم ماندنی هستی. تو فرشته ای هستی که هرگز تکرار نخواهد شد.

جریان اینطوریه

سه شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۰، ۰۷:۴۸ ب.ظ

شاید وقتی این وبلاگو بخونید بگید:

من و م........ با هم مشکل داشتیم یا که یکیمون اون یکی رو قال گذاشته.

ولی اینطوری نیست.

ما جفتمون همدیگرو دوست داریم.

من که عاشقشم.

ولی شرایط جوری نبود که من بتونم اونو از باباش خواستگاری کنم.

بهش گفتم میدونم شرایطم ردیف نیست.

اونم به این خاطر که تو زندگیم هیچ وقت هدف نداشتم.

ولی از بابات مهلت میگیرم.

شرایطمو ردیف میکنم.

ولی بی فایده بود.

راضی نشد که نشد.

نمی دونم چرا؟

راستی چرا؟

۹۰/۰۴/۲۱
علی ...