بارون اشکام
دوشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۰، ۰۵:۵۰ ب.ظ
صبح از خواب پا میشم.
بغض گلومو گرفته.
همینجور دارم دور و ورمو نگاه میکنم.
بد جور دلم گرفته.
بی اختیار اشکم سرازیر میشه.
خودمو جمع و جور میکنم و میرم که دوش بگیرم.
میرم تو حموم و شیر آب رو باز میکنم.
میزنم زیر گریه.
زار زار گریه میکنم.
شیر آب رو میبندم.
بارون اشکام واسه دوش گرفتن کافیه.
۹۰/۰۴/۲۰