آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

درود بر انسانهای خوب، آنان که دراندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند، تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند... و بی شک تو از آن دسته ای. و برای همیشه در یاد و قلبم ماندنی هستی. تو فرشته ای هستی که هرگز تکرار نخواهد شد.

نگاه

سه شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۰، ۱۱:۲۷ ق.ظ

نگاه 
من بازنده نگاه توام

روزی که با نگاهت وداع کردم و تو آن روز ندانستی که من بی صدا شکستم

 و چقدر بی رحمانه به من تازیانه زدی و ذره ذره سوختن مرا ندیدی.
دلم برای نگاهت تنگ شده

همان نگاهی که زمستان را برایم زیبا کرد و وقتی تابستان از راه رسید

دیگر نه تو بودی و نه نگاهت.

اینک تابستان در راه است،تابستانی که فکر میکردم نگاهت مرا میخواهد

 و من آرام آرام به تو دل بستم و هیجانم پرواز کرد.

تنها تو در قلب من بودی و من جرات خیانت نداشتم.
گناه من چیست؟
اینکه نگاهت را می ستایم؟!!
نمیدانم به کدامین گناه اینگونه بی قرار روز و شب با تو بودن را سپری می کنم

در خیال سیاهی که دیگر تصور نگاهت برایش کمرنگ شده و دارد محو می شود.
نرو!!

نگذار عشق بمیرد و در گورستان همیشگی قلبم دفن شود.

آخر تو نمی آیی پس من چرا انتظار می کشم؟
نمی دانم!!!
من منتظرم

یادت باشد بیایی تا نمیرد،

نمیرد بهاری که من برای تو و خودم ساختم.

بهاری که لحظه به لحظه اش پر از نگاه تو بود.َ

۹۰/۰۴/۱۴
علی ...