آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

درود بر انسانهای خوب، آنان که دراندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند، تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند... و بی شک تو از آن دسته ای. و برای همیشه در یاد و قلبم ماندنی هستی. تو فرشته ای هستی که هرگز تکرار نخواهد شد.

رویای شبانه

پنجشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۰، ۰۷:۳۸ ق.ظ

درون رختخوابم دراز میکشم.

به شبهای قبل فکر میکنم.

به شبهایی که چه زود گذشت.

شبهایی که من زود تر از تو خوابم برد.

و حالا برای آن لحظات آه میکشم.

دو باره توی حیاط خوابیده ام.

به آسمان مینگرم.

ودنبال ستاره گم شده ام میگردم.

به گوشیم مینگرم.

دارم خواب میبینم.

یک اس ام اس از تو!!

عجب خواب شیرینی.

چه رویای شبانه زیبایی.

ولی نه خواب نیست. رویا نیست.

عین حقیقت است.

عین بیداری.

یک اس ام اس خالی!

ساعت یک و سی و شش دقیقه.

و من ساعت سه بیست دقیقه میفهمم.

دوباره صدای زنگ گوشی را زیاد میکنم.

و دوباره انتظار میکشم.

۹۰/۰۴/۱۶
علی ...