سکوی انتظار
پنجشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۰، ۰۷:۲۸ ق.ظ
بالا خره پیدا کردم
رفتم "تاکسی سرنوشت" و "فرشته ای در لجنزار" را نوشتم.
تمام که شد دوباره راه افتادم. رفتم و رفتم تا به ایستگاه صادقیه رسیدم.
غرق در افکار خود سوار مترو شدم.
نگاهی به آدمهای روی سکو انداختم. سکوی انتظار.
همه منتظر بودند قطار بودند.
و من از همه منتظرتر بودم.
منتظر تو.
۹۰/۰۴/۱۶