آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

درود بر انسانهای خوب، آنان که دراندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند، تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند... و بی شک تو از آن دسته ای. و برای همیشه در یاد و قلبم ماندنی هستی. تو فرشته ای هستی که هرگز تکرار نخواهد شد.

فرشته ای در لجنزار!

چهارشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۰، ۰۳:۱۵ ب.ظ
راه می افتم اهسته و گام به گام به پاهایی که دیگر جان ندارند.

با دلی شکسته و پر از یاد تو.

نیمی از خیابان های شهر را رفتم و رفتم. گام به گام.

ودر هرگام هزار بار یاد تو را کردم.

تو که یادگار عشقی.

تو که فرشته ای.

راستی دکتر شریعتی میگوید:

انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت: بی نهایت لجن بی نهایت فرشته

وتو بی نهایت فرشته بودی. بی نهایت.

و شاید دلیل تمام دلتنگیها همین است.

چون نمیخواهم در این لجنزار غرق شوم.

۹۰/۰۴/۱۵
علی ...