آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

درود بر انسانهای خوب، آنان که دراندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند، تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند... و بی شک تو از آن دسته ای. و برای همیشه در یاد و قلبم ماندنی هستی. تو فرشته ای هستی که هرگز تکرار نخواهد شد.

تاکسی سرنوشت.

چهارشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۰، ۰۲:۵۲ ب.ظ
میخوام سوار تاکسی بشم. ولی بیخیال میشم. تاکسی کیلویی چنده. میرم جلو تر یه کارت تلفن میخرم و بهش زنگ میزنم.

صداشو که میشنوم قلبم میخواد وایسه.

جواب نمیدم. کلی شارژ شدم صداشو شنیدم.

میرم. ولی نه! دوباره بر میگردم. دوباره زنگ میزنم ودوباره جواب نمیدم.

آخ که چه صدای دلنشینی داره.

طاقت نمیارم. یکی دو تا اس بهش میدم. و این بار اون جواب نمیده.

عیب نداره بزار جواب نده.

ولی من هنوزم دوستش دارم.

حالا که صداشو شنیدم و کلی روحیه گرفتم سوار تاکسی میشم. اما نه این تاکسی زرذا که مث مور وملخ ریخته تو خیابونا.

با پای پیاده. سوار بر تاکسی سرنوشت.

۹۰/۰۴/۱۵
علی ...