زخم
گفتم برم یه جا که کسی نشناستم. سوار مترو شدم اومدم تهران. ایستگاه صادقیه پیاده شدم و سوار مترو داخل شهری شدم.
نمیدونستم کجا باید پیاده بشم. ولی ایستگاه حر زدم بیرون. از خیابون پاستور رفتم تا رسیدم به میدون پاستور. رفتم اون ور میدون
از جلوی گلفروشی گلهای زعیم گذشتم. ولی این بار هیچ کدوم از گلهای توی ویترینش به نظرم خوشکل نیومد.
بعد از خیابون کارگر اومدم به سمت میدون انقلاب. آخه میخواستم یه کافی نت پیدا کنم.
سر خیابون لبافی نژاد یه تاکسی کوبوند تو ساق پام. کلی سرش داد و هوار کردم ولی مقصر خودم بودم.
با پای لنگ راه افتادم تا رسیدم به انقلاب.
کافی نت های میدون انقلابم که همه فسقلی و شلوغ!
بالاخره یکی پیدا کردم که خلوت باشه.
الانم اونجام.
یواشکی یه نگاه به پام انداختم. یه کم سرخ شده که کم کم داره به کبودی میزنه. عیب نداره این زخمم خوب میشه.
فقط با زخم دلم چه کنم؟ با زخم دوری عشقم؟
زخمی که کم کم داره از تو نابودم میکنه. مث سرطان