چی بود؟ چی شد؟
چهارشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۰، ۰۵:۱۳ ق.ظ
الان دارم اس ام اس هاتو میخونم.هرچی فکر میکنم نمیفهمم چرا همه چی یهو اینطوری شد؟
یادته اون روز که عقد داداشم بود؟ عصر که رفتم داروخونه بهت اس دادم که دوستت دارم؟
بعد تو یه دوستت دارم طولانی فرستادی واسم.
بعد من یه طولانی تر واست فرستادم. همینطوری ادامه دادیم تا اینکه تو بهم زنگ زدی و گفتی دوستت دارم. بعدشم بدون اینکه بزاری من چیزی بگم قطع کردی.
اون آخرین دوستت دارمی بود که بهم گفتی.(هنوزم صداش تو گوشمه)
بهاره چرا این کارو باهام کردی؟ چرا صبر نکردی؟ چرا اینطوری شدی؟
کسی هم که نمیدونست ما با هم دوستیم و همدیگرو دوست داریم که بگم چشممون زدن.
آخه اسم واقعیتم نمیتونم بنویسم. چون دوست نداشتی که اسم واقعیتو بنویسم.
من با این اسم (بهاره) غریبم. میخوام فریاد بزنم که من م..........امو میخوام.
میخوام صدات بزنم. میخوام بازم بگم که دوستت دارم و این بار طولانی تر از همیشه
۹۰/۰۴/۱۵