آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

یـا د د ا شـــــــــــــتــهـا ی ر و ز هــــــــــا ی د لـــــــــــــــتـنگی...

آخه من با خاطراتت چه کنم؟

درود بر انسانهای خوب، آنان که دراندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند، تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند... و بی شک تو از آن دسته ای. و برای همیشه در یاد و قلبم ماندنی هستی. تو فرشته ای هستی که هرگز تکرار نخواهد شد.

قلبم مال تو

پنجشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۰، ۰۷:۴۸ ب.ظ

سه شنبه هفته پیش مثل همه سه شنبه های دیگه زدم بیرون

نمیدونم میخوام برم کجا

میرم ایستگاه مترو

میگم برم تهران

به ایستگاه که میرسم نظرم عوض میشه

میرم اون طرف سکو

میرم به سمت گلشهر

بعد که رسیدم میرم به سمت چهارراه گلزار

سازمان انتقال خون

میرم تو و از اطلاعات میپرسم

واسه اهدا عضو باید برم کدوم قسمت؟

بهم میگه باید بری هلال احمر چهارراه طالقانی

سوار تاکسی میشم و میرم طالقانی

میرم داخل ساختمون

همه چیز به هم ریخته و خاکی و گچیه

دارن تعمیرات میکنن

وارد یکی از اطاقا میشم و میپرسم

واسه اهدا عضو باید برم کدوم قسمت؟

میکه به ما مربوط نمیشه باید بری میدون هلال احمر

خدا حافظی میکنم و میرم

بعد از کلی پرس و جو پیداش میکنم

آخه نه تابلویی سر خیابونش هست نه چیزی

وارد که میشمدوباره میرم تو یکی از اطاقا و میگم

واسه اهدا عضو باید برم کدوم قسمت؟

با دست به اطاق روبرو اشاره میکنه و میگه برو اونجا

وارد اطاق میشم یه خانوم تقریبا پنجاه ساله نشسته پشت میز

سلام میگنم و بهش میگم

اومدم واسه اهدا عضو فرم پر کنم

همینجاس؟

میگه آره همینجاس

میگم ما که اومدیم اهدا کنیم خسته شدیم

بیچاره اونایی که میخوان عضو دریافت کنن

لبخند سردی میزنه و میگه بفرمایی بشینید

و شروع میکنه به گشتن واسه پیدا کردن فرم

بعد از کلی جست و جو به نتیجه نمیرسه و یکی از همکاراشو صدا میزنه

انگار خیلی وقته که کسی واسه اهدا عضو اینجا نیومده

بعد از کلی بالا و پایین کردن بالاخره پیداش میکنن

میزارتش جلوم

منم شروع میکنم به پر کردنش

نام

نام خانوادگی

شماره شناسنامه

شماره ملی

آدرس

و...

همه رو پر میکنم تا میرس به این گزینه

اینجانب موافقت خود را با اهدا

قلب

کبد

ریه

کلیه

و...

همه اعضای قابل پیوند

اعلام میدارم

کزینه آخرو تیک میزنم

ولی اینو بدون عزیزم

اگه روزی این اتفاق افتاد و قلب من تو سینه هر کسی بود

بازم قلبم مال تو

فرم رو امضا میکنم و میدم به همون خانوم میانسال که داره کنجکاوانه نگاه میکنه که من چی مینویسم

فرم رو بهش تحویل میدم

بهم میگه وقتی کارتتون آماده شد باهاتون تماس میگیریم

ازش تشکر و خداحافظی میکنم و میزنم بیرون

۹۰/۰۸/۰۵
علی ...