مراقب گلهایت هستم م.... جان.
تو مراقب خودت هستی گل من؟
مراقب گلهایت هستم م.... جان.
تو مراقب خودت هستی گل من؟
۲۷ ساعت و ۳۷ دقیقه شده که ازت بی خبرم.
نگرانتم.
مواظب خودت باش عزیزم.
روی گورم ننویسید ناکام
چون که در لحظه ی آخر یارم
کر د مرا بوس یواش و آرام
(علی)
(علی)
نوشتن باشد برای وقتی دیگر
یک چیز مهم را بگویم و بروم
دوستت دارم
تازه میفهمم که چه قدر به ماندنت نیاز دارم.
(علی)
شده ام مثل کسی که توی خیابان ماشین به او زده
به ظاهر چیزی نشده ولی نمیتواند حرف بزند
درد برخورد را به یاد نمی آورد
زبانش گرفته
فریاد نمیتواند بزند
اینها مصائب یک برخورد است
راستی مصائب جدایی را چگونه میتوان گفت؟
بگذار سکوت کنم.
چیزی نگویم بهتر است.